فرارسیدن ایام فاطمیه یاد آور شهادت مظلومانه
دخت پیامبر بزرگ اسلام (ص)
حضرت فاطمه الزهرا (س)
رابه محضر آقا امام امام (عج)
و مقام معظم رهبری
و دوستداران آن حضرت
تسلیت عرض می نمایم
فعالیت این وبلاگ برای معرفی آستان مقدس امامزاده محمد عابد اراک میباشد
فرارسیدن ایام فاطمیه یاد آور شهادت مظلومانه
دخت پیامبر بزرگ اسلام (ص)
حضرت فاطمه الزهرا (س)
رابه محضر آقا امام امام (عج)
و مقام معظم رهبری
و دوستداران آن حضرت
تسلیت عرض می نمایم
تقدیم به ساحت مقدس امام زمان (عج)
|
تصنیف آشفته حالی | |
|
این همه آشفته حالی ، این همه نازک خیالی (معینی کرمانشاهی) | |
سلام بر تو مهدی جان
ای منجی عالم بشریت

کدام جمعه چشم ما به
جمال زیبایت روشن میشود
یک شب بیا منزل ما
تاحل شود دوصد مشگل ما
ای دلبر خوشگل ما
در روز ۱۴ اردبیهشت ۸۷ در امامزاده محمد عابد اراک از خادمین تجلیل بعمل آمد
طی مراسمی ویژه باحضور مسئولین اداراه اوقاف و نماینده استانداری و اعضای هیئت امنا
آستان مقدس امامزاده محمد عابد اراک از خواهران و برادران خادم در این آستان مقدس
قدردانی گردید
حاج آقا سیفی رئیس اعضای هیئت امنا از مقام و منزلت خادمین حرم های مطهر
امامان و امامزادگان سخنانی ایراد نمودند و خادمی را یک افتخار و سعادت دنیوی و اخروی
دانستند که هرکسی لایق و شایستگی این مقام را نخواهد داشت
در پایان مراسم به کلیه خادمین لوح تقدیر و جوایزی اهدا گردید


http://i32.tinypic.com/28ksnba.jpg

خانه ای است کوچک و ساده ولی به وسعت تمام آفرینش بوی معطر نم مشام جان را نوازش می دهد
در باز است قرن هاست که درهای چوبی این خانه به روی انسان گشوده مانده است . فبل ار آن که
اذن ورود بخواهیم صدایی ما را به داخل می خوانند وارد میشویم و گوشه اتاق کاهگلی بر حصیری
می نشینیم گویی قدرت تکلم برای مصاحبه را در جاذبه این فضا می جوئیم . مولا با تبسم دلنشین لب
به سخن می گشاید
از من بپرسید که من به راه های آسمان داناترم تا طریق زمین
[ آشنایی با راه های آسمان قطعا همین طور است خانه ای که مهبط وحی بوده جز ساکنانی را در
خود نمی پروراند .
به چشمان زلال آسمانی بانو خیره می شویم. حسی فراسوی در درون ما زمزمه می کند ]
( به راستی شما کیستید )
آرام تر از هر نوای وحی می فرماید
من فا طمه(س) هستم دختر محمد (ص) که آغاز و پایان سخن من
برحق است
و همین جمله کافی است تا ما در محضر آسمانی اش جسارت حضور بیابیم به یکدیگر نگاه می کنیم
و می گوئیم : (چقدر زندگی در این خانه صفا دارد اینجا اصلا دل کسی نمی گیرد )
بانو با لبخند می فرماید :
ولی من شب آغاز زندگی در این خانه گریستم
با تعجب به هم می نگریم مولا ادامه می دهد :
آری آن شب فاطمه به یاد شب اول قبر گریست حتی از من
خواست در آغازین لحظه های زندگی به نماز بایستم و خدا را
عبادت کنیم
می گوئیم ( این عجیب نیست زیرا شما بهترین و ارزشمندترین انسان ها هستید )
بانو با نگاهی به مولا می فرمایند
بهترین مردم کسی است که در برخورد با دیگران مهربان تر و نرم تر
باشد و ارزشمندترین بشر کسی است که با همسرش مهربان و بخشنده
باشد
می گوئیم : (حال که در مورد اخلاق صبحت فرمودید به راستی شما رفتار و اخلاق انسان ها را
متاثر از چه می دانید )
مولا می فرماید :
مردم هر مملکت ساخته دو محیط و تحت تاثیر دو قدرتند : اول محیط
خانواده و قدرت تربیتی پدران و مادران و دوم محیط کشور و رفتار هیئت
حاکمه . حتی شباهت مردم به حکام از شباهت به پدران بیشتر است
بانو ادامه می دهد :
برای همین خدا اطاعت و پیروی از ما را سبب بر قراری نظم اجتماعی در
امت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه ها قرار داده
است
می پرسیم :(در این صورت برای کودک که ارتباط محسوسی با اجتماع ندارد تربیت چگونه صورت
می گیرد ؟)
مولا می فرماید :
قلب نوزاد مثل زمین خالی از بذر و گیاه است هر تخمی که در آن افشانده
شود به خوبی می پذیرد و در خود می پرورد . باید از این فرصت استفاده
کرد پیش از آن که دل تربیت پذیر او سخت شود و مطالب گوناگون عقلش
را اشغال کند .
می گوئیم :( با این حساب شما خانواده را اولین مرکز تربیتی انسان می دانید )
مولا می فرماید :
آری و بهترین ارثی که پدران می توانند به فرزندان خویش بدهند ادب و
تربیت است . کسی که کودک دارد باید در راه تربیت او خود را تا سر حد
طفولیت تنزل دهد .
صدای خنده کودکانی شاداب از حیاط خانه به گوش می رسد . در همین لحظه دو کودک به اتاق
می دوند و خود را در آغوش مادر می اندازند بانو آن ها را نوازش می دهد و می بوسد .
مولا می فرماید :
بوسیدن کودک رحمت و محبت است
می گوئیم : ( محبت در تربیت موثر است اما گاهی تنبیه هم نتیجه بخش است )
مولا می فرماید :
پندپذیری انسان عاقل ادب و تربیت است . این حیواناتند که با زدن تربیت
می شوند .
می پرسیم : ( بااین حساب شما به تشویق معتقدید . آیا برای آن حدی هم قائل هستید ؟ )
مولا می فرماید :
قطعا چرا که بزرگترین مراتب حماقت زیاده روی در تحسین یا توبیخ است
دو کودک در حالی که مصرانه دست مادر را می کشند می گویند :
هیزم ها را کنار هم چیدیم . حالا کاغذ و قلم را به ما می دهی ؟
بانو با تبسم از جا بلند می شود و به همراه بچه ها به اتاق دیگر می رود .
مولا می فرماید :
وقتی به فرزند خود وعده ای می دهید نباید ار آن تخلف کنید
مولا با چنان لحنی این جمله ر بیان می فرماید که مطمئن می شویم این نکته اهمیت ویژه ای دارد .
بی اختیار می گوئیم : ( ای کاش اهل زمین به این سجایای اخلاقی توجه داشتند . )
مولا به نقطه دوری خیره می شود نفس عمیقی می کشد و می فرماید :
البته سجایای اخلاقی دلیل پاکی وراثت و فضلیت ریشه خانوادگی است .
مدت هاست به این موضوع می اندیشم که اگر تاثیر تربیت خانوادگی بر کودک در رتبه اول است .
پس چرا داستان پسر نوح در تاریخ تکرار می شود . نمی دانیم سوال را چگونه بپرسیم برای همین
زیر لب به هم می گوئیم ( چگونه در خانواده سالم فرزند نا شایسته تربیت می شود ؟)
مولا در حالی که سر تکان می دهد می فرماید :
فرزندان بد آبرو و شرف خانواده را از بین می برند و مایه ننگ و
رسوایی درپیشینیان خود می شوند .
می گوئیم : ( شاید ملامت تذکری برای آن ها باشد نظرتان در این مورد جیست ؟)
مولا به علامت انکار سر تکان داداه و می فرماید :
زیاده روی در سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می کند .
در حالی که سخت به فکر فرو رفته ایم سکوت می کنیم لحظه ای بعد به هم می گوئیم ( انسان ها
چقدرمتفاوتند..... مهم تر این که به تعداد هر انسانی رفتار و اخلاق وجود دارد )
مولا می فرماید :
در این میان لازم است از اختلاف ها و تفاوت های طبیعی بشر استفاده کرد
و هرکس را مطابق استعداد درونی و ساخمان فکری اش پرورش داد . تا
جامعه ازتمام ذخایر خداداد که در نهاد آدمیان به ودیعه گذارده شده
استفاده نماید
می گوئیم : ( باز هم جامعه اشاره فرمودید . آیا شما تاثیر روابط اجتماعی و همنشینی را تائید می
کنید )
آری قطعا همین طور است و بهترین همنشین انسان فضایل اخلاقی و
صفات پسندیده خود اوست
جواب مولا برایمان خیلی عجیب است در حالی که به زوایای این پاسخ فکر می کنیم به هم می گویم
درست است. فضایل اخلاقی حتی باعث تکریم انسان می شود
مولا با تبسم می فرماید :
هرکس که در حد خود بایستد و از اندازه تجاوز نکند مورد تکریم مردم
خواهد بود
می پرسیم : ( برای افزایش محبوبیت در جامعه چه باید کرد ؟ )
مولا می فرماید :
امور ناچیز و پست را نادیده انگارنید و به این وسیله قدر و منزلت خود را
در جامعه بزرگ و پر ارزش کنید .
بانو به اتاق بر می گردد توجه ما به لباس ساده و وصله دار او جلب می شود . بانو متوجه نگاه
شگفت زده ما میشود آنگاه بدون آن که چیزی بگوئیم با تبسم می فرماید :
سلمان هم از سادگی لباس من حیران شده بود . 5 سال است فرش خانه ما
پوست گوسفندی است که روزها روی آن شترمان علف می خورد و شبها
برآن می خوابیم و بالش ما چرمی است که از لیف خرما پر شده است .
نگاه ما به آسیاب دستی کنار اتاق می افتد . بانو به مولا نگاه می کند
مولا می فرماید :
دستان فاطمه در اثر کار کردن با این آسیاب سنگی تاول زده و زخم شده
زیرا گاهی گندم آرد می کند و زمانی آرد را خمیر می سازد .
حیرت زده می گوئیم : ( بانو شما دختر پیغمر هستید چرا خود را این قدر به زحمت می اندازید ؟)
بانو می فرماید :
رسول خدا به من سفارش کرده که کارهای خانه را با فضه تقسیم کنم یک
روز او کار کند و روزدیگر نوبت من باشد . امروز هم روز کاری من است
می گوئیم : ( اما اسلام کار خانه را بر زن واجب نکرده است . زن این مسئولیت را از روی
بزرگواری ومحبت انجام می دهد . )
مولا می فرماید :
اتفاقا کارهای خانه بین من و فاطمه تقسیم شده است .
بانو ادامه می دهد :
جز خدا کسی نمی داند که چه اندازه از این تقسیم کا خوشحالم زیرا
پیامبر(ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است باز داشته
است .
می پرسیم : این مشارکت تا چه مرزی از زندگی شما ادامه خواهد داشت ؟
بانو می فرماید :
تا حدی که با خداوند عهد کرده ام روح و جانم را سپر بلای جان همسرم
قرار دهم چه در خیر و نیکی و چه در سختی و بلا .
می پرسیم : بی تردید همین حس شما را تا این اندازه به خدا نزدیک کرده است .
بانو می فرماید :
تمام آن لحظاتی که زن در خانه خود می ماند و به امور زندگی و تربیت
فرزند می پردازد نزدیک ترین لحظات او به خداوند است .
می پرسیم : شما نیکوترین چیز را برای زن چه می دانید ؟
بانو می فرماید :
آنچه برای زن نیکو است این است که بدون ضرورت مرد نامحرم را نبیند
و نا محرمان نیز او را نبینند .
می پرسیم : شما در سنگر خانه چقدر به آموزش و دانش بها می دهید
بانو می فرماید :
آن قدر که خانه خود را کلاس آموزش و مدرسه تعلیم زنان فرار داداه ام .
بانو می فرماید :
آیا اگر کسی را اجیر کنند که بار سنگینی را به بام برده و در مقابل صد
هزار دینار طلا مزد بگیرد این کار برای او دشوار خواهد بود ؟
با تعجب به بانو نگاه می کنیم و می گوئیم معلوم است که نه
بانو می فرماید :
من در مقابل هر مسئله ای که پاسخ می دهم از فاصله بین زمین و عرش
گوهر و لو لو پاداش می گیرم . پس سزاوار است که بر من سنگین نیاید .
می گوئیم : توجه شما به ابعاد مختلف زندگی نشان از مدیریت عالی شما دارد . در زمینه آموزش
مسائل بهداشتی چه نظری دارید ؟
بانو می فرماید :
بهداشت جزء دستورات دینی ماست حتی در آداب غذا خوردن هم به آن
توجه شده است مثلا من به کودکانم آموزش داده ام که اگر کسی پس از
خوردن غذا با دست چرب بخوابد هیچ کس جز خودش را سرزنش نکند .
می پرسیم : چقدر به آرایش اهمیت می دهید ؟
بانو می فرماید :
استفاده از عطر خوش و سرمه که جزء آرایش روز است در برنامه
همشیگی ام جای دارد . اما این آرایش را فقط برای همسرم و در خانه
خودم می پسندم و حتی به آن ارزش می دهم .
می گو ئیم : برای بیرون از منزل چه نظری دارید ؟
بانو می فرماید :
بسیار ناپسند است حتی من زشت می دانم که زنان پس از مرگ هم بر
روی تابوت سر باز گذاشته شوند .
مولا می فرماید :
فاطمه حتی خود را از نابینا هم می پوشاند چون معتقد است که اگر او زن
را نمی بیند زن او را می بیند .
رو به بانو می پرسیم راستی ارتباط شما با همسایگان چگونه است
بانو به مولا نگاه می کند . آن گاه با تبسم جواب می دهد :
همین قدر بگویم که در منطق ما اول همسایه بعد خانه
می پرسیم : در مقابل این همه عبودیت از خدا چه می خواهید ؟
بانو رو به مولا سکوت می کند پس از لحظاتی می فرماید :
لذتی که از خدمت حضرت حق می برم مرا از هر خواسته ای باز داشته
است حاجتی جز این ندارم که پیوسته ناظر جمال زیبای خداوند باشم .
طنین ایمان و عشقی که در صدای بانو جریان دارد نگاه مولا را
در چشمان او متوقف می کند .در مقابل عظمت حضور آنان چنان
احساس کوچکی می کنیم که دلمان می خواهد هرچه زودتر از
این فضا به خلوت متفکرانه ای پناه ببریم و با تمام وجود به
حقایقی که در کلام این زوج آسمانی است بیاندیشیم شما هم با ما
به چنین خلوتی پناه ببرید که این راز سعادت خواهد بود .
تاثیر نماز بر زخم های گوارشی
حرم قشنگت تنگ شده
یا رضا دلم تنگ برات قربون اون صحن و سرات
به خوبا سر میزنی مگه بدا دل ندارند
